تبلیغات
وب لاگ تخصصی شعر طنز - (در گرانی مرغ!)
وب لاگ تخصصی شعر طنز
 
تاریخ : شنبه 15 دی 1397 | نویسنده : ملیحه میرعبدالهی


عمرِ  دلِ خود تباه نتوانم کرد
در حقّ  وی اشتباه نتوانم کرد
با قلب ضعیف خویش ای مرغ عزیز!
بر قیمت تو نگاه نتوانم کرد!

ای مرغ، گران شدی به ما بد کردی
بر سفرۀ ما جفای بی‌حد کردی
گفتم برسی و سد کنی جوع مرا
راه نفس مرا ولی سد کردی!

ای مرغ، به خواب دیدمت ارزانی
در داخل سفره، بنده را مهمانی
امّا وقتی ز خواب بیدار شدم
دیدم که گران، چو خواب مسئولانی!

تا بگذرد از مرغ ،عتابش کردم
آگه ز مسیرِ ناصوابش کردم
این مرغِ خیال، بسکه با مرغ پرید
یکشب بَدَل از مرغ، کبابش کردم!

با سفرۀ شاعران شدی بیگانه
نرخ تو کجا و مبلغ یارانه!
دیگر چه نشان از تو در این کاشانه
ای مرغ چو سیمرغ شدی افسانه!

رفتم به در مغازۀ مرغ فروش
از قیمت مرغ، جانم آمد به خروش
صاحبْ دکّان گفت:«نزن اینهمه جوش
وقتی همه‌چی گران شده، این هم روش!»

ای مرغ ، که دوش دیدمت شکل کباب
بیتاب به سوی تو دویدم به شتاب
می خواستم از بالِ تو گازی بزنم
از دردِ سرانگشت پریدم از خواب!

دیوانه شد و به سیم آخر زد و رفت
نامرد(!) به ما ز پشت خنجر زد و رفت
پرواز بلد نبود، امّا دیدیم
مرغ از سرِ سفره‌مان شبی پر زد و رفت!

#سعید_سلیمان_پور






برچسب ها: شعر طنز، طنز، گرانی، سعید سلیمان پور، وبسایت شعر طنز، شعر طنز گرانی، طنز گرانی مرغ،
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :