وب لاگ تخصصی شعر طنز
 
تاریخ : پنجشنبه 24 اسفند 1396 | نویسنده : ملیحه میرعبدالهی

به زودی طبق تقویم جلالی،

طبیعت شاهد فصلی جدید است


شمیمش پرشده درکوی و برزن

همان عیدی که مقداری سعید است!


دگرگون می شود حال من و تو

اگر چه با چنین وضعی بعید است...


زنم در گردگیری یکه تاز است

از این رو عیدها گُرد آفرید است!


بگوید گر چه با صوتی دل انگیز

کجایی عشق من؟! وقت خرید است


شکم نه؛ چاه ویل است این یقینا

شعار دایمش "هل من مزید" است!


ندارم سکه ای در هفت سین ام

به جای آن دو تا برگِ شوید است


سفر کردم شبی تا عمق جیبم

ولی قحطی در آن جا هم شدید است


زنم گفته ببر ما را سفر کیش

چه بایدکرد؟ دستورش اکید است!


فرار از خانه طرحی بود و لو رفت

بله، هنگام دید و بازدید است


علی رغم تمام این مسایل

دل ما منزل شوق و امید است


میان ما تفاهم نامه جاری ست

همیشه من مرادم او مرید است!


شگفتا سبزه ای که ریخت "راشد"

شده قد خودش از بس رشید است!





طبقه بندی: اشعار طنز، 
برچسب ها: شعر طنز، شاعر طنز پرداز، شعر طنز در مورد عید، شعر طنز در مورد بهار، شعر طنز از راشد انصاری،
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :