تبلیغات
وب لاگ تخصصی شعر طنز - گمان و حدس و باور٬ لنگه کفش
وب لاگ تخصصی شعر طنز
 
تاریخ : چهارشنبه 29 آذر 1396 | نویسنده : ملیحه میرعبدالهی

 گمان و حدس و باور٬ لنگه کفش

می رودگاهی فراترلنگه کفش 

بعدازین حتی حقوق مرد و زن

می کندبی شک برابر! لنگه کفش

 

مطمئنا خورده بر فرق پدر 

می خورد برجای جای هیکلت

کی شودقانع به یک سر٬لنگه کفش 

در مساجد نیز دیدم عده ای

می برند از پای منبر لنگه کفش 

(جفت آن البته لازم می شود

شد ردیف شعرما گر لنگه کفش)

مال مومن را حلالش خوانده اند

پس نخواهد داد دیگر لنگه کفش

آن قدرداغ است بازارش که شد٬

داغ تر ازلیگ برتر لنگه کفش 

آبی و قرمز فراموشش کنید

می شودیک روز سرور٬ لنگه کفش! 

گاه از دست تماشاگر نما

می خورد آن جای داور٬ لنگه کفش! 

ظالمی را گر ببیند در جهان

می زند بر سیم آخر٬ لنگه کفش 

سر بزن در عمق تاریخ بشر

نازشستش کرده محشر لنگه کفش 

کله های گنده و پرفیس و باد

بی محابا کرده پنچر لنگه کفش! 

پادشاه و خان و سردار و وزیر

نام هر یک دارد از بر لنگه کفش

فی المثل آن شاه سابق خورده است

در حرم خانه فزونتر لنگه کفش! 

از ثریا ٬ فوزیه٬ یا از فرح

خورده او بی حد و بی مر لنگه کفش!

مرگ بر جوراب و شرت و پیرهن

صد درود و تهنیت بر لنگه کفش! 

دیدی آخر برد در خاک عراق

آبروی آن ستمگر٬ لنگه کفش! 

عاقبت آدم حسابی می شود

خورد اگر برکله ی خر لنگه کفش! 

آن که می خندد!خودش هم سال ها٬

خاطراتی دارد از هر لنگه کفش! 

ای که پا درکفش مردم کرده ای

می خوری روزی برادر لنگه کفش




طبقه بندی: اشعار طنز، 
برچسب ها: شعر طنز، شاعر طنز پرداز، گمان و حدس و باور٬ لنگه کفش، راشد انصاری،
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :