تبلیغات
وب لاگ تخصصی شعر طنز - دانشجو و نمره
وب لاگ تخصصی شعر طنز
 
تاریخ : پنجشنبه 1 تیر 1396 | نویسنده : ملیحه میرعبدالهی

قربان دیدگانت استاد جان دل آرا
جانا محبتی کن این بنده ی خدا را

من مخلص تو هستم اصلا فدای کفشت
با نمره ای بخندان این قوم بینوا را


لطفی نما و بر ما اندک عنایتی کن
باور نما نگویم با غیر این ماجرا را

استاد جان کرم کن بر ما مگیر خرده
کاین جزوه ای که گفتی دق مرگ کرد ما را

چند اسم خارجی را با چند شکل و درهم
تحویلمان تو دادی آخر چه سود ما را ؟

هر وقت دیدمت من جسمم به لرزه افتاد
گویی که موش بیند آن گربه ی جفا را

آن صفر را که خر خوان ام خبائثش خواند
اما به دور گردان این صفر بی صفا را

یک ترم با تو بودم رقصیده ام به سازت
شاباشمان بگردان آن نمره کذا را !





طبقه بندی: اشعار طنز، 
برچسب ها: شعر طنز، شاعر طنزپردزا، دانشجو ونمره،
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :