تبلیغات
وب لاگ تخصصی شعر طنز - این سخن می‌گفت روزی با خودش دیوانه‌ای
وب لاگ تخصصی شعر طنز
 
تاریخ : چهارشنبه 24 خرداد 1396 | نویسنده : ملیحه میرعبدالهی

این سخن می‌گفت روزی با خودش دیوانه‌ای
ای خوشا بی‌دردسر چرتی ته ویرانه‌ای

 بی سر خر حال‌و‌حولی، بی‌فضولی نعره‌ای
 بی‌هراسی، نشئگی در گوشه میخانه‌ای


 عشق‌و‌حالی پشت باغی، کیف کوکی در سری
 بی‌خیالِ محتسب دستت رود بر شانه‌ای

 چون بلایی خواهد آید بر سرت از هر طرف
 بر ستمگرها کشی بی‌ترس، شاخ و شانه‌ای

 حیف اما گیر کردیم این وسط چون خر به گل
 ما همه در خرج و برجی، گیر قسط خانه‌ای

 ای خدا چیزی بفرما، ای خدا! کاری بکن
 یا تو هم، چون من اسیر و لنگ این یارانه‌ای؟

 گفت شیخی پشت بنزی، حرف بیش از حد مزن
 با خدا آخر چرا تو، در چک و در چانه‌ای؟

 رفته‌ای در محضر باری‌تعالی بی‌وضو
 زلف‌های خویش را حتی نکردی شانه‌ای

 گفت: عمری با خدا این‌طور صحبت کرده‌ام
 این‌ شمایی که پی تزیین مهمان‌خانه‌ای

 مرغ را باری خدا روزی‌رسان باشد، شما
 بهر استحصال خود، دنبال دام‌ و دانه‌ای!

بر جفای خار هجران، صبر بلبل کرده‌ایم
 این سخن می‌گفت روزی با خودش دیوانه‌ای




طبقه بندی: اشعار طنز، 
برچسب ها: شعر طنز، شاعرطنزپرداز، این سخن می‌گفت روزی با خودش دیوانه‌ای، عبدالله مقدمی،
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :