وب لاگ تخصصی شعر طنز
 
تاریخ : دوشنبه 28 فروردین 1396 | نویسنده : ملیحه میرعبدالهی

مردکی  رفت  به  دلجوئی  مردی دو زنه
تا که  آگه  شود  از حالت   فردی  دو زنه

گفت احوال تو چونست و چه داری هوسی
گفت خوشبخت تر از من نبود هیچ  کسی


گفت از سوی زنانت  ستمی  بر تو رود؟
گفت نی، گفت  کس آواز جدالت   شنود؟

گفت نی، گفت  کسی بر سر تو  داد زند؟
گفت نی، گفت کس از دست تو فریاد زند؟

گفت نی، گفت خوشی درهمه حالی به یقین؟
گفت آری، نبود هیچ کسی خوشتر از این

مردک آسوده شد و رفت و زنی دیگر خواست
تا که از خانه اش آشوب قیامت  برخاست

زن  اوّل  ز در  خانه   برونش   انداخت
دوّمی نیز جهان در نظرش دوزخ  ساخت

متفکّر، متالّم،  متاثّر، دلریش
رفت از خانه برون مرد نگونبخت  پریش

رفت و برخورد سرانجام،  به مرد دو زنه
گفت   صد یاوه  و دشنام  به  مرد  دو زنه

که چه بود این سخن کذب، که  می گفتی تو
از  چه  رو  خانه ی   آرام  من  آشفتی  تو

گفتش  آرام،  چرا  خشم  گرفتی  بر  من
با من آهسته سخن گوی نه اینگونه سخن

زآن که من هیچ نگویم سخن کذب و خلاف
نیست در صحبت بنده اثر از لاف و گزاف

گفته ام شاد و خوشم شاد تر از اهل بهشت
چه خلافیست در این  بهر چه  می گویی زشت

شاد  از آنم  که   زنانم  همگی  رفته  سفر
گشته ام راحت   و آسوده دل از هر دو نفر

این به قم وآن دگری در همدان است مقیم
زین جهت خانه من گشته چو جنات نعیم!




طبقه بندی: اشعار طنز، 
برچسب ها: شعر طنز، شاعر طنزپردزا، دو زنه، مهدی کرمانی،
دنبالک ها: وب سایت تخصصی شعر طنز، آپارات،
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :