تبلیغات
وب لاگ تخصصی شعر طنز - چند روزی قبل از آغازِ بهار
وب لاگ تخصصی شعر طنز
 
تاریخ : جمعه 27 اسفند 1395 | نویسنده : ملیحه میرعبدالهی

چند روزی قبل از آغازِ بهار
"داد جاروبی به دستم آن نگار"

با صدایی گرم و گیرا و بلند
گفت: "کارِ خانه اصلا نیست عار


پرده‌های خانه دود آلوده‌اند
اول آنها را ز جایش دربیار

بعد از آن هم شیشه را جوری بساب
تا نمانَد ردّی از گرد و غبار

بر در و دیوار هم دستی بکش
عنکبوتی بسته کنجِ خانه تار

آن کمد را هم مرتب کن کمی
گفته‌ام قبلا دویست‌وشصت بار

چون کفِ خانه چنین آلوده‌است
تِی بکش با آب و صابون و بخار

شستنِ کابینت و یخچال و گاز
من‌که می‌دانم ندارد هیچ کار!

دستشویی گر نباشد استریل
می‌شود انسان به بیماری دچار

از حمام خانه هم غافل نشو
تا نمانَد لکه‌ای گوشه کنار

غُر نزن در موقع انجام کار
بِینِ کارَت هم بپز لطفا ناهار

بنده هم اینجا چو بمب روحیه
می‌زنم قدری برای تو سه‌تار!"

چون که حرف همسرم اینجا رسید
شد جهان در چشم من تاریک و تار

خانه دورِ کله‌ام چرخی زد و
نعره‌ای سرداده گفتم ای هوار!

بعد از آن هم بر سر و بر صورتش
هی زدم مشت و لگد دیوانه‌وار

ناگهان در بین آن جنگ و جدال
من شدم هشیار و دیدم از قرار

قسمتی از ماجراها خواب بود
جز ناهار و کار و آوای سه‌تار!




طبقه بندی: اشعار طنز، 
برچسب ها: شعر طنز، شاعر طنزپردزا، چند روزی قبل از آغازِ بهار، نادرجدیدی با همکاری مولانا،
دنبالک ها: وب سایت تخصصی شعر طنز، یوتیوب، کلوب، نماشا،
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :